مقالات و یادداشت ها

ضعف نظام تصمیم گیری و از دست رفتن ظرفیت های استراتژیک جمهوری اسلامی

✍️ضعف نظام تصمیم گیری و از دست رفتن ظرفیت های استراتژیک جمهوری اسلامی
یادداشت سیدمحمدصدرا متولی امامی
۲۳ آذرماه ۱۴۰۳

????در یک سال اخیر، جمهوری اسلامی، مورد تهاجم دقیق‌ترین و موثرترین حملات دشمن قرار گرفت و بسیاری از ظرفیت‌های نظامی، سیاسی و مردمی خود را در داخل و خارج کشور از دست داد.
مهمترین ابزارهای راهبردی جمهوری اسلامی از جمله شبکه نخبگان جبهه مقاومت که در رأس آن‌ها سیدحسن نصراله ، فواد شکر و سیدهاشم صفی‌الدین قرار داشتند، فروپاشید و همچنین مناطق جغرافیایی نفوذ ایران به سرعت اشغال شد و اتصال ایران به دوردست ترین سنگرهای جبهه مقاومت، بریده شد.

????در تحلیل این شرایط، محورهای زیر را می‌توان مورد توجه قرار داد:

  1. غلبه نگاه اداری، سیستمی و سلسله مراتبی در مدیریت کشور:
    به این معنا که تصمیم‌گیری‌های خرد و کلان کشور، در پیچ و خم اداری قرار میگرد و در موقعیت‌هایی مثل «وعده‌های صادق»، همه کشور منتظر تصمیم ستاد کل نیروهای مسلح است؛ در حالی که فلسفه نظام ولایت فقیه مطلقه، فراقانونی و فراسازمانی عمل کردن در شرایط حساس و حیاتی است.
  2. غلبه این نگاه فانتزی که «باید خود مردم غزه و لبنان با اسرائیل مبارزه کنند و ما نمیتوانیم حضور مستقیم داشته باشیم».
    این نگاه که در تمامی ساختارهای نظامی و مدیریتی کشور حضور دارد، اشتباه راهبردی جمهوری اسلامی در شرایط حیاتی پس از طوفان‌الاقصی بود. این نگرش ابتر، موجب شد تا فرماندهان جبهه مقاومت، بی‌دفاع مانده و همگی در مقابل دشمن صهیونیستی قلع و قمع شوند؛ در حالیکه مردمی بودن جبهه مقاومت، منافاتی با حمایت های نظامی تهران از غزه و لبنان در موقعیت خطر نداشت. ضعف در تصمیم‌گیری باعث شد که ایران، منفعلانه سنگرهایی که چند دهه ایجاد کرده بود را از دست داده و به مرزهای خویش بازگردد.

????مردمی که دولت مقتدر و تصمیم‌گیر ندارند، نسبت به حاکمیت خود سرد و بی‌تفاوت شده و انگیزه‌های خویش را برای حمایت از ساختار سیاسی موجود از دست می‌دهند. همان اتفاقی که در سوریه افتاد!
وقتی مردم یک کشور، احساس کنند دولت شان، ضعیف و ناکارآمد است و بزرگان نظامی و سیاسی اش را به راحتی از دست می‌دهد، نسبت به امنیت داخلی کشورشان بی تفاوت شده و حتی نیروی نظامی و انتظامی خود را به سخره می‌گیرند. در مقابل، قدرت در تصمیم‌گیری و نشان دادن دولت قوی، مردم مخالف را نیز راضی و ساکت نگه می‌دارد و امیدوار می‌کند.
نتانیاهو، با اینکه پایگاه اجتماعی به شدت متزلزلی داشت و هر روز در خیابان‌های تلاویو علیه او تظاهرات بود، توانست با نابودی غزه و از بین بردن نخبگان و بزرگان جبهه مقاومت و در نهایت سقوط سوریه و اشغال جبل‌الشیخ و تسلط کامل بر دمشق، مردمش را ساکت کرده و تمامی مرارت‌های جنگ را توجیه کند.

????اسرائیل تا قبل از ترور هنیه، ترس این را داشت که در صورت به شهادت رساندن بزرگانی چون هنیه، سیدحسن نصراله و سیدهاشم صفی‌الدین، تمامی جبهه مقاومت به یکباره بر سر او بریزند و از چند جبهه مورد حمله قرار گیرد. ترور شهید زاهدی در سفارت ایران در سوریه و ترور هنیه در تهران، آزمونی برای سنجش عیار تصمیم سازی جمهوری اسلامی بود.
اسرائیل وقتی دید، ایران توان تصمیم‌گیری به موقع را ندارد و تعلل می‌کند و حتی پاسخ به اسرائیل را کوچک‌انگاری می‌کند، پالس مهمی را دریافت کرد که در تهران، توان و عزمی برای پاسخ جدی ندارد و می‌تواند وحشیانه‌تر از گذشته، ساختار مقاومت را مورد حمله قرار دهد.

????بعد از ترور هنیه، سید حسن نصرالله سخنرانی کرد و گفت: چون در مسأله پاسخ به اسرائیل، در جبهه مقاومت وحدت نظر وجود ندارد، ما خودمان مستقلا به اسرائیل حمله می‌کنیم!
اسرائیل، سال‌های سال می‌توانست شهید سلیمانی و سیدحسن نصرالله را به شهادت برساند اما از پاسخ ایران نگران بود. شهید حاج قاسم سلیمانی، گفته بود: “اسرائیل هزینه ترور من را نمی‌دهد.”
در یک سال اخیر، اسرائیل آزمون‌هایی در نحوه پاسخگویی ایران گرفت و فهمید نظام تصمیم‌سازی در جمهوری اسلامی، معیوب است و از آنچه می‌ترسید، دیگر نهراسید و سیدحسن را به شهادت رساند.

????امروز، حیثیت جمهوری‌اسلامی و به خصوص جبهه مقاومت مردمی، بسیار خدشه‌دار شده و ایران را آبستن بحران‌های اجتماعی کرده است.
مهمترین و اساسی‌ترین وظیفه مدیران کشور، اصلاح نظام تصمیم‌گیری برای بازگرداندن حیثیت از بین رفته است. در غیراینصورت، انقلاب اسلامی چه در داخل و چه در خارج، بسیار منزوی و ضعیف خواهد شد.

????برای احیای حیثیت جمهوری اسلامی، باید اولا پاسخی درخور و به موقع و سخت به اسرائیل داده شود و ثانیاٌ با مردم سخن بگوییم و اهمیت حضور ایران در منطقه را از منظر منافع ملی تشریح کنیم.
این که حاج قاسم، آزادسازی جاده استراتژیک بوکمال را بزرگترین موفقیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی می‌دانست؛ درکی متفاوت از مبارزه در سوریه را نشان می‌دهد.

????توجیه و تبیین منطق اقتصادی حضور ایران در سوریه و عراق و لبنان و فلسطین، نیازمند ادبیاتی متفاوت است تا همراهی مردم با جبهه مقاومت و اقتدار دستگاه سیاسی کشور افزایش یابد. مردم ما، از منطق اقتصادی و سیاسی حضور جبهه مقاومت در منطقه، آگاهی چندانی ندارند و سیاست توجیه و مخفی‌کاری مسئولین، مردم را سرگرم روزمرگی و بی تفاوتی کرده و شکاف عمیقی میان عقلانیت جامعه و عقلانیت دستگاه سیاسی ایجاد کرده است.

اشتراک گذاری
دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با استفاده از روش های زیر می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید