تعدیل یا تثبیت ؟
دو نسخه برای پنهانکردن بحران پول اعتباری
▫️از منظر «پولطلا»، هر دو سیاستِ تثبیت نرخ ارز و تعدیل آن، گرچه در ظاهر متقابلاند، اما در مبنا همخانوادهاند و هر دو بر فرضِ مشروعیت و کفایتِ پول اعتباری استوار شدهاند. اختلافشان نه در ماهیت پول، بلکه در شیوهی مدیریت یک خطای بنیادی است.
🔸تثبیت ارز کوششی است برای انجماد ظاهریِ ارزشِ پول اعتباریِ ریال با پول اعتباریِ دلار. دولت میکوشد با مداخله، کسریهای ساختاری و خلق پول را پنهان کند و نشانههای فروپاشی ارزش را به تعویق اندازد. در منطق پولطلا، این سیاست بهمعنای تحمیل یک «قیمت جعلی» بر بازار است؛ ارز تثبیتشده نه نمایندهی کار و ثروت واقعی، بلکه صورتسازیِ سیاسی از ارزش است. نتیجه، انتقال پنهان ثروت، رانت، و سرکوب حقیقت پول است.
🔹تعدیل ارز اعتراف دیرهنگام به همان واقعیتِ انکارشده است: سقوط ارزش پول اعتباری. اما این اعتراف نیز درمان نیست، بلکه توزیع هزینهی خطا میان مردم است. تعدیل، استهلاک تدریجی یا جهشیِ داراییهای پولی جامعه را «طبیعی» جلوه میدهد و بیآنکه مبنای پول را اصلاح کند، صرفاً عددها را با واقعیت تورمی هماهنگ میسازد.
▫️از منظر پولطلا، مسئله نه این است که «ارز را ثابت کنیم یا تعدیل»، بلکه این است که چرا پول باید اساساً محتاج چنین سیاستهایی باشد!؟ پولِ سالم—پول حقیقی—نیازی به تثبیت دستوری و تعدیل اجباری ندارد؛ ارزش آن در خودِ مال نهفته است، نه در فرمان بانک مرکزی.
هر دو سیاست، مدیریت بحران پول اعتباریاند، نه خروج از آن.
✍️سید محمدصدرا متولی امامی