مقالات و یادداشت ها

نامۀ موسسۀ متا به حجت الاسلام سیدجواد علوی بروجردی

نامۀ موسسۀ متا به حجت الاسلام سیدجواد علوی بروجردی
2 اکتبر 2020 34 بازدید
شمیم

✍️پاسخ به یک آدرس غلط

🔹حجت الاسلام والمسلمین سیدجواد علوی بروجردی در مصاحبه با سایت اکوایران به رد #علم_دینی پرداخت و اسلام را فاقد هرگونه علم و الگوی اقتصادی دانست.

🔺ایشان تاکید میکنند که چون هیچ آیه و روایتی برای مهار تورم نداریم، پس اسلام الگوی اقتصادی ندارد و علم دینی نداریم و #پیامبر_اکرم (صلی الله علیه و اله) یک مرشد اخلاقی هستند.

🏛این مصاحبه به سرعت مورد استقبال اقتصاددانهای #بانک_محور و رسانه های طرفدار #دولت قرار گرفت و سعی کردند نگاه اسلامی را مقصر بحرانهای اقتصادی امروز معرفی کنند.

لینک مصاحبه : https://www.ecoiran.com/fa/tiny/news-2105

🔹از طرفی جریانهای انقلابی و اساتید حوزه به مقابله با این نگاه برخاستند و با نظر ایشان مخالفت کردند. نامۀ حجت الاسلام والمسلمین دکتر #سیدمحمدحسین_متولی_امامی در این باره منتشر گردید :

بسم الله الرحمن الرحيم

حضور محترم حجه الاسلام سيد محمدجواد علوي بروجردي (زيد عزه)

با عرض سلام، احتراماً در خصوص مصاحبه‌اي كه اخيراً با اكوايران داشته‌ايد، مطالب كوتاهي را به عنوان كمترين طلبه حوزه علميه به عرض مي‌رسانم.

تقابل شرق و غرب :

در تقابل اقتصادي و سياسي كه ميان دو بلوك شرق و غرب در سده اخير شكل گرفت و امروزه نيز در قالب دعواي چين و امريكا به چشم مي‌خورد، اغلب كشورهاي اسلامي نيز آلوده اين بازي شدند و حتي بعضي از علماي اسلامي نيز بازي خوردند. در سخنان شما، بوي تند حمايت از نظام سرمايه‌داري و اقتصاد بازار آزاد و مقابله با نظام اقتصاد كمونيستي مي‌آيد. جالب است كه معضلات امروز اقتصاد كشور را به گردن كساني انداخته‌ايد كه طرف‌داران اقتصاد اسلامي متأثر از كمونيسم بوده‌اند. شما بر سياست‌هاي اقتصادي دولت‌هايي چون هاشمي رفسنجاني و خاتمي كه تلاش مي‌كردند سياست‌هاي بازار آزاد را در ايران اجرايي كنند، چشم بسته‌ايد.  قله‌هاي ثروت و رانتي كه در اين دولت‌ها براي تسلط نظام سرمايه‌داري در ايران ايجاد شد و چندده برابر شدن نقدينگي كشور توسط بانك‌هايي كه اين امكان را فراهم كرده‌اند، معلول اقتصاد كمونيستي است و يا اقتصاد اسلامي است؟

سیرۀ عقلا :

چگونه است كه تمايل داريد اسلام را با قرائت اقتصاد سرمايه‌داري هم‌سو نماييد و تنها اين مدل از اقتصاد را عقلايي مي‌پنداريد؟ آيا مكتب اقتصاد سوسياليستي كه مدتي در كشورهاي اسلامي نيز طرف‌داران جدي داشته، شكلي از سيره عقلاي زمان ما نبوده است؟ اين‌كه مي‌فرماييد اقتصاد، از امور عقلايي است؛ مگر سيره‌هاي عقلائي بر منهج واحدي حركت كرده‌اند و مگر كساني كه مدعي اقتصاد اسلامي هستند، با سيره‌هاي عقلائيه در تقابل قرار دارند؟ اقتصاد اسلامي، سيره عقلائي را مي‌پذيرد، اما عقل را روي ريلي حركت مي‌دهد كه مكتب و نظريه اقتصادي اسلام، آن‌را طراحي كرده‌ است.

خلط علم و مکتب اقتصادی :

به نظر مي‌رسد حضرت عالي ميان علم و مكتب اقتصادي خلط نموده‌ايد، چراكه مي‌فرماييد: همان طور كه فيزيك اسلامي نداريم، اقتصاد اسلامي هم نداريم. شهيد صدر در كتاب شريف اقتصادنا، به درستي ميان مكتب اقتصادي و علم اقتصاد تفكيك قائل شده و مكتب را زمينه‌هاي فلسفي، ارز‌ش‌ها، اهداف و احكام حاكم بر نظام اقتصادي مي‌داند كه ريل‌ حركت جامعه است. بحث بر سر اسلامي‌شدن علم اقتصاد به مفهوم اقتصاد پوزيتيويستي نيست، بلكه سخن بر سر ارزش‌هاي حاكم بر نظام اقتصادي و نوع نگاه به توليد، شكل توزيع، مفهوم عدالت و شكل رسيدن به آن است.

کارکرد بانک :

نگاه خوش‌بينانه شما به نظام بانكي و موضوع‌شناسي غلط حضرت‌عالي از بانك به عنوان «واسطه وجوه براي توليد و ايجاد ثروت»، موجب تحليل‌هاي غلط بعدي شما شده است. بانك واسطه وجوه نيست، بلكه خالق اعتبار از هيچ است و معضل تورمي كه شما در روايات، جوياي حل آن هستيد را خلق پول بانكي ايجاد كرده است. شما نرخ بهره پايين بانكي در دنيا را علامت كاركرد مناسب نظام بانكي ربوي قلمداد كرده‌ايد. شما را به كتاب «سرمايه در قرن بيست و يكم» نوشته توماس پيكيتي ارجاع مي‌دهم كه همين عقلايي كه با حرارت از آن‌ها دفاع مي‌كنيد، استدلال مي‌كنند نظام سرمايه‌داري، با وجود نرخ بهره پايين، عملا به سمت نابرابري توزيعي رفته‌ و شكاف طبقاتي ظالمانه‌اي را ايجاد كرده است.

بانکداری اسلامی

مطالعات تمدنی :

بايد عرض كنم همان‌ علوم انساني رايج در جهان كه حضرت عالي تمام عيار مدافع آن هستيد، شاخه‌اي با عنوان مطالعات تمدني دارند كه حضرت عالي را دعوت به مطالعه آن مي‌كنم. وقتي سخن از نظام‌هاي اجتماعي از جمله نظام اقتصادي رانده مي‌شود، بايد با ادبيات و مفاهيم آن آشنا بود. جالب است كه شما سخن از نظام اقتصادي مي‌رانيد، اما با نگاه خرد و اتميك استدلال مي‌كنيد. از اصول ابتدايي مطالعه نظام‌هاي اجتماعي، كلان نگري به موضوعات است.

براي مثال نظام سرمايه‌داري، نظريه خاصي در توليد، توزيع و مصرف دارد كه هدف آن تمركز ثروت، توليد انبوه و مصرف انبوه است. براي چنين هدفي، نوع جديدي از پول يعني «پول اعتباري» را تأسيس كرده كه امكان تحقق اين هدف را حداكثري نمايد. نتيجه چنين نظام اقتصادي عريض و طويلي، ظهور شكاف طبقاتي بي‌سابقه در تاريخ، خالي‌شدن فقرا در اغنيا، رواج دزدي سيستمي و اكل مال به باطل از طريق خلق پول بانكي و ساختاري شدن ربا در نظام گردش پول است. امروزه ما و شما در اين نظام اقتصادي زندگي مي‌كنيم. شهريه‌اي كه مصرف مي‌كنيد و يا به طلبه‌ها پرداخت مي‌كنيد، لقمه‌اي كه به خانه مي‌بريد و پولي كه از كتاب‌ها و منبرهايتان به دست مي‌آوريد، همگي در چنين چرخه پولي قرار دارد. آيا شما مي‌توانيد در اين نظام اقتصادي، بي‌تفاوت بمانيد و به بناي عقلا اعتماد كنيد؟

جناب آيت‌الله!! شما چاره‌اي نداريد كه يا عمامه‌اي بر سر اين نظام فاسد اقتصادي بگذاريد و راه را بر تسلط نظريه‌هاي غربي به كشور باز كنيد و يا به نظام اقتصادي جديدي فكر كنيد كه مباني، اهداف و احكام و قواعد آن در هماهنگي با اسلام باشد.

پول و تورم :

به دليل نگرش فردي و خرد، به دنبال روايت‌هايي مي‌گرديد كه تورم را كنترل كند، اما اگر كلان‌تر به موضوع نگاه كنيد، تورّم، پديده‌اي نوين است كه معلول پول اعتباري و خلق پول بانكي بوده و از اساس، امكان شكاف طبقاتي و ظلم سيستمي را فراهم مي‌كند. اگر پول را «موضوع عرفي مستنبط فقهي» بدانيم، آيا ممكن است به پولي كه امكان ايجاد شكاف طبقاتي و ظلم سيستمي را فراهم مي‌كند، جواز شرعي داد؟ پولي كه در سيره انبياي الهي  و تجربه تاريخي بشر رايج بوده و احكام اسلامي بر بستر آن مطرح شده، پولطلا است. اين پول، امكان خلق پول از هيچ را از بين مي‌برد و بنابراين تورم‌پذير نيست و هم‌چنين بستر تدوام نظام سرمايه‌داري را از بين مي‌برد.

پول اعتباري كه بستر نظام سرمايه‌داري است، حتي از منظر شما هم نمي‌تواند شرعي باشد، چراكه همان 20 حكم مولوي مورد ادعاي شما را نيز نقض مي‌كند. احتمالاً يكي از آن 20 حكم مولوي، حرمت رباست. امروزه تمام ساختار پولي و بانكي جهان، بر پايه ربا و ظلم سيستمي طراحي شده و همه زندگي مردم جهان را متأثر كرده است. در حقيقت شما با يك سيستم ربوي منسجمي مواجه هستيد كه براي حذف و اصلاح آن، چاره‌اي جز جايگزيني نظام پولي عادلانه نيست.

مطابق آمار آكسفام، در سال 2010 ميلادي، 388 نفر به اندازه نصف مردم جهان ثروت دارند و اين عدد در سال 2017 ميلادي، به 8 نفر تقليل پيدا كرد. اين وضعيت، معلول يك نظام اقتصادي، با مباني و اهداف و احكام خاصي است كه نوعي از روابط مالي و پولي را بر عرصه بين‌الملل مسلط كرده است. شما فكر مي‌كنيد با چند ارشاد معنوي مثل «حرمت ربا» و «حرمت اكل مال به باطل»، مي‌توانيد چنين نظام اقتصادي دامن‌گستري را اصلاح كنيد؟ تلاش مذبوحانه‌اي كه براي اسلامي‌سازي بانك‌ها در چهل سال گذشته تجربه شد و قانون عمليات بانك‌داري بدون ربا كه در همان سال اول تصويب‌اش، نقض شد، نشان مي‌دهد با نگاه خرد حضرت‌عالي، سال‌هاست تلاش مي‌شود اقتصاد ايران اصلاح شود اما نتيجه آن، تسلط بيش‌تر ربا و مشاغل پولي بر معيشت مردم است.

امتداد اجتماعی :

شكي ندارم كه امتداد اجتماعي افكار حضرت عالي، نتيجه‌اي جز سكولاريسم و تسلط و نفوذ نظام سرمايه‌داري بر شئون جوامع اسلامي نخواهد داشت. جناب استاد علوي بروجردي! اگر طرحي براي زندگي مردم نداشته باشيد، چيزي از فقه اسلامي باقي نمي‌ماند‌ (حتي همان بيست حكم مولوي فقه شما!) تمدن‌ها خودشان را بر جوامع و افراد تحميل مي‌كنند. اگر طرح نداشته باشيد، صحنه خالي نمي‌ماند، بلكه ديگران صحنه زندگي را طراحي مي‌كنند و جامعه را به سمت ديگري مي‌برند، بنابراين دو حالت دارد : يا طرح اسلامی داريد يا در طرح طاغوت هستيد.

و الحمد لله رب العالمين

سید محمد حسین متولی امامی

مؤسسه تحقيقات راهبردي تمدن اسلامي (متا)

11 شهريور 1399

اشتراک گذاری
دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با استفاده از روش های زیر می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید