بسمه تعالی
از نئوليبراليسم ترکی تا ايراني و زمینهسازی شورشهای مدنی
سید محمدحسین متولی امامی
دانلود مقاله : نئولیرالیسم و دولت روحانی
ترکیه
ترکیه به عنوان یکی از الگوهاي در حال توسعه معرفی میشود. هرچند تركيه بر مبناي الگوي سعيد نورسي و شاگرد مهماش گولن، به دنبال احياي خلافت عثماني با الگوي تمدن اسلام تركي است، اما غربيها تركيه را به عنوان الگويي موفق براي كشورهاي اسلامي در برابر اسلام سياسي ايران و اسلام وهابي عربستان معرفي ميكنند.
شبكه من و تو، بيبيسي فارسي و روشنفكران داخلي ايراني نيز بر الگوشدن تركيه تأكيد فراوان دارند. تركيه در اين فرصت بهدست آمده، اين تفكر را در جهان اسلام ترويج ميكند كه معقولترين تمدن، بر پايه قرائت تركي از اسلام شكل خواهد گرفت. بر همين اساس دولت تركيه براي ورود به كشورش ويزا را ملغي كرده تا از سويي با جذب توريست، درآمد فوقالعادهاي كسب كرده باشد و از سوي ديگر، الگوي اسلام تركي را مقابل چشم ديگر كشورها و بخصوص مسلمين قرار دهد.
اسلامي كه در فيلم كليد اسرار و ديگر سریالهاي تركي، همه ايرانيان ديدهاند و به دستور گولن در همه كشورهاي اسلامي منتشر شده است. معنويتي كه با بيحجابي، شرب خمر و اقتصاد ربوي و بيعدالتي و شکاف طبقاتی جمع ميشود. اسلامي كه با همه مظاهر غرب دست آشتي ميدهد و در تفسير نورسي از قرآن منعكس شده است.
اين قرائت در تركيه با عنوان اسلام اجتماعي شناخته ميشود و مورد حمايت اردوغان و ارتش است؛ چراكه اين قرائت، در مقابل اسلام سياسي نجمالدين اربكان و جذابيتهاي انقلاب اسلامي مقاومت ميكند. در افق پيش روي تركيه، سكولاريسم و تفكيك حوزه خصوصي و اجتماعي بسيار پررنگ است، به نحوي كه ارتش و حاكميت سياسي، با رويكرد كاملاً سكولار، عهدهدار امنيت و اقتصاد خواهند بود و نهادهاي ديني نيز به راحتي فعاليتهاي مذهبي خود را خواهند داشت، اما به شرطي كه به جانب اسلام سياسي و يا اسلام وهابي گرايش نداشته باشند.
ایران
بعد از فتنه 78 و 88 در ايران، وقتي روشنفكران فهميدند كه تغيير نظام سياسي ايران، از راه آشوبهاي داخلي، سخت و پرهزينه خواهد بود، به سوي توسعه نئوليبراليسم در ايران رفتند و دولت حسن روحانی که تداوم تفکر دولت کارگزاران سازندگی است، دقیقاً منطبق با الگوی نئولیبرالیسم تأسیس شد.
نئوليبراليسم، الگويي مانند نظام اجتماعي كنوني تركيه دارد، يعني از سويي تضمين ميكند كه امنيت اجتماعي كشور را حفظ كند و در مقابل، مدعي است كه آزادي اجتماعي گستردهتري را براي شهرونداناش ايجاد ميكند. متأسفانه بخشی از بدنه اصولگرایی نیز به دلیل درک بسته امنیتی، چنین نسخهای را پسندیدهاند و در بسیاری از موارد با آن همراهی کردهاند.
اين سياست، هرگونه نشاط سياسي و فرهنگي جامعه را با سركوب از بين ميبرد تا جامعه، بدون تفكر در امور سياسي، به لذتهاي زندگي سرگرم شود و يك فهم بسيط و ناكارآمد از سياست داشته باشد؛ اين در حالي است كه مقام معظم رهبري بارها بر سياسيماندن جامعه و انقلابيبودن آن تأكيد كردهاند.
به نظر میرسد که نسخه مذکور، هرچند با رویکردهای سرکوب امنیتی و تکصدایی سیاسی همراه میشود، اما در کشورهایی مثل ایران که دارای فشار خارجی و بیکفایتی مسئولین سیاسی است، بهشدت جامعه را شکننده میکند. در جوامعی که نئولیبرالیسم در آنها موفق بوده، همراهی جامعه جهانی نیز با این الگو بر موفقیت آن افزوده است، اما در جامعه ایرانی، نئولیبرالیسم، نارضایتی و نیازهای کاذب را حداکثری میکند و انتظارات مردم را نسبت به حاکمیت میافزاید.
در این وضعیت، فشار، تحریم و تحریک خارجی بر ناتوانی مدیران میافزاید و انتظارات مردمی را بهصورت کاذب و بادکنکی افزایش میبخشد. در نتیجه ایجاد آشوب داخلی و کشانیدن مردم همه مناطق کشور، حتی شهرهای کوچک و روستایی به خیابانها آسانتر خواهد شد، همچنان که در اغتشاشات 96 مشاهده شد.
در الگوي مذكور، تلاش بر آن است تا به تدريج نهادهاي اسلام سياسي مانند ولايت فقيه، حوزه علميه، سپاه و بسيج را به نهادهايي بيريشه و نمايشي تبديل كند و تنها پوستهاي از آن باقي بگذارد. ولي فقيه مانند ملكه انگليس، شخصي نمادين و نمايشي شود و سپاه و بسيج، به عنوان يك نيروي نظامي كنترلشده، ذيل نظام سياسي سكولار استحاله شوند. در اینصورت، از سویی ظرفیتهای بومی توسعه و پیشرفت از میان رفته و از سوی دیگر، ناتوانی مسئولین برای پاسخگویی به احساس نیاز سرسامآور جدید مردم افزایش مییابد و این تلقی را ایجاد میکند که هیچگاه چنین حاکمیتی، توان حل مسائل و مشکلات مردم را ندارد.
توجه به الگوهای بومی، عملی و کارآمد برای حل معضلات اقتصادی و به تبع آن فرهنگی، تربیت نیروی کارآمد و نخبه انقلابی و تلاش برای بازسازی اعتماد عمومی به انقلاب اسلامی، مهمترین وظیفه جریان انقلابی در شرایط کنونی است. مزیت نسبی امروز، افزایش فشار خارجی است! چراکه فشار بیشتر دشمن، ظرفیت همگرایی داخلی و درک متقابل جریانهای مختلف سیاسی ایران را افزایش میدهد و امکانهای بیشتری برای بازسازی وحدت ملی و کارآمدشدن الگوهای سیاسی و قطع اعضای فاسد و گندیده بدنه دولتی را فراهم کرده است.
در غیر اینصورت، دو لبه قیچی مسئولین بیکفایت و فشار دشمن خارجی، ایران را به ناکجاآباد فرهنگی و اقتصادی خواهد کشانید!